مصطفى الصاوي الجويني ( مترجم : موسى دانش ، حبيب روحانى )
10
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى )
تفسير قرآن به قرآن ، مراجعه درست و توأم با احتياط به اهل كتاب ، علم به جغرافى كشورهاى اسلامى ، اهتمام وى به دانستن قصههاى قرآن و مواضع آنها دانسته ، مىگويد : او حتى در هنگامى كه نابينا شده بود از طلب علم باز نايستاد . وى نزد ابو رافع كاتب رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله مىرفت و از او مىپرسيد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله در فلان روز چه كرد ؟ و كاتبش پاسخ را مىنوشت و به همين خاطر ابن عباس ، نزد صحابه و معاصران و كسان پس از وى مورد احترام است و دائما نام او در كتابهاى تفسير با اختلاف مناهج و مذاهب مفسّران ، ياد مىشود . از ديدگاه شيعه ، ملازمت ابن عباس با على عليه السّلام و استفاده از علم سرشار آن حضرت ، او را از اعتبار خاصى برخوردار ساخته است . مؤلف ، در باب سوم ( ص 45 ) تحت عنوان « مكتب لغوى در تفسير » طىّ سه فصل كوششهاى سه تن از لغت شناسان نامى را در تفسير لغوى قرآن بيان كرده است به اين ترتيب : در فصل يكم از ( ص 45 ) به بعد ، به شرح روش « ابو زكريّا فرّاء » و كتابش « معانى القرآن » پرداخته است . فرّاء از جمله موالى و اهل كوفه بوده و در عصر هارون و مأمون مىزيسته و با آن دو خليفه مراوده داشته است و از يونس بن حبيب بصرى ، دايى بكر بن عيّاش ، و على بن حمزهء كسائى و محمّد بن حفص الحنفى ، علم آموخته است . مؤلف ، از قول ثمامة بن الأشرس نقل مىكند كه فرّاء در ادب و نحو و فقه و نجوم و طبّ و آگهى از ايّام عرب و اشعار آنان ، حاذق بوده است ، و چند كتاب از وى نام مىبرد اهمّ آنها كتاب « معانى القرآن » است كه براى اولين بار در زمينهء تفسير قرآن اين نام پديد آمد و تا چندى مفسران كتابهاى خود را « معانى القرآن » مىناميدند . سپس در ( ص 50 ) به روش فرّاء در تفسير قرآن مىپردازد و مىگويد : او بيش از هر چيز به قرائت قرآن اهميت مىداد ، زيرا تفسير قرآن ، موقوف بر اين علم است و پس از آن ، علم نحو و صرف در فهم قرآن مؤثر است . او از بين قرائتهاى مختلف ، قرائتى را اختيار مىكرد كه قاريان بر آن اجماع داشتند . او به گفتهء مفسّران پيش از خود ، اعتماد مىكرد و تمايلى هم از خود به روش معتزله نشان مىداد كه در جاىجاى تفسيرش راجع